انسان اکنون به خوبی می داند که زنبورها در تشخیص صورت بسیار مهارت
دارند و محققان نیز تاکنون نشان داده اند می توان از این حشرات سودمند و در معرض
انقراض، برای کنترل کیفیت هوا استفاده کرد اما به تازگی انگیزه شگفت انگیز دیگری
برای حفظ این حشرات به وجود آمده است، زیرا دانشمندان دریافته اند این حشرات از
رایانه ها هوشمند ترند. زنبورهای عسل می توانند مسئله "فروشنده دوره گرد" را که حل
آن ابررایانه ها را برای چند روز به خود مشغول می کند به سرعت حل کنند، زیرا
زنبورها آموخته اند که کوتاهترین مسیر ممکن در میان گلها را طی کنند حتی اگر گلها
هر بار در ترتیب کاملا متفاوتی قرار بگیرند.مسئله
فروشنده دوره گرد یکی از مسائل کلاسیک در علوم رایانه ای بوده و شامل یافتن کوتاه
ترین مسیر ممکن میان شهرها است به طوریکه فرد باید از هر شهر تنها یک بار دیدن کند
و به گفته محققان دانشگاه کوئین مری زنبورها اولین حیواناتی هستند که موفق به حل
این مسئله شده اند. زنبورها برای پرواز کردن به انرژی زیادی نیاز دارند و از این رو
کاربردی ترین راه را برای رسیدن به گل مورد نظر خود در میان شبکه ای از صدها شاخه
گل انتخاب می کنند. این حشرات مسیر خود را با استفاده از زاویه نور خورشید انتخاب
می کنند که به یافتن مسیر کندو نیز به آنها کمک می کند، برای انجام این کار مغز
کوچک آنها باید از حافظه به شدت قدرتمندی برخوردار باشد. برای آزمودن توانایی حل مسئله در زنبورها، محققان این حشرات را در
معرض گلهای مصنوعی که تحت کنترل رایانه ها بودند، قرار دادند. هدف اصلی این بود که
تعیین شود آیا زنبورها گلها را به صورتی بی قانون و اتفاقی کشف می کنند یا ابتدا
کوتاهترین مسیرها را در میان گلها انتخاب کرده و سپس از آنها برای رسیدن به گلها
استفاده می کنند.نتایج نشان داد زنبورها موقعیت دقیق گلها را کشف کرده و به
سرعت کوتاهترین مسیر را در میان آنها یافتند. این پدیده به هیچ وجه قابلیت ناچیزی
نیست، به ویژه با در نظر گرفتن اینکه مغز زنبورها به بزرگی یک میکرونقطه است؛
ظاهرا زمانی که صحبت بر سر هوشمندی باشد، ابعاد مغز اهمیت خود را از دست می دهد. بر اساس گزارش پاپ ساینس، در اوایل سال جاری محققان توانایی شناسایی
صورت افراد را در زنبورها به اثبات رسانده بودند و اکنون با توجه به کشف جدید، به
نظر می رسد زنبورها از جمله جانداران بسیار پیچیده ای هستند که به خوبی از پس حل
مسائل دشوار بر می آیند و دستیابی به درک درست تر از مغز آنها می تواند درک انسان
را از مسائل شبکه ای از قبیل جریان ترافیک، زنجیره های تامین نیازهای انسانی و یا
جمعیت شناسی بهبود بخشد. -برگرفته از خبرگزاری مهر- 
O my followers! Whenever you drink refreshing water remember me Or whenever you heard about a martyred or a lonely person, weep for me I am the son of the Prophet who was martyred cruelly, And then smashed me intentionally under the hoofs of their horses. I wish you all were present in Ashoora and saw how I asked them for water for my infant, but they refused to give.
Christie's inspiration for Poirot lay behind the Belgian refugees who had escaped the war and made their home in the Parish of Torre. Christie had seen how the locals had opened their arms to them and how some, not understanding the British way of life, preferred to do things their own way.
But not even Christie could ever have imagined how popular Poirot would become, nor how many stories she would write about him. He would star in thirty-three novels and fifty-four short stories.
"Death in the clouds is one of my favourite Poirots.
I think “ Death in The Clouds”, in which a murder is committed on a flight to Paris is one of greatest novels I have ever read.
On a flight to London from Paris, a sleepy Hercule Poirot awakes to find fellow passenger Mme Giselle murdered by a poisoned dart. The murderer must be one of the ten passengers and two stewards aboard the flight, but when the facts lead Poirot nowhere fast, he realises that there is a real danger the case may never be solved.
Read this book and enjoy!
![]()
باید از محشر گذشت
لجن زاری که من دیدم سزای صخره هاست ،
گوهر روشن دل از کان و جهانی دیگر است ،
عذر میخواهم پری ...
عذر میخواهم پری ...
من نمیگنجم در آن چشمان تنگ ،
با دل من آسمانها نیز تنگی میکنند ،
روی جنگلها نمی آیم فرود ،
شاخه زلفی گو مباش ،
آب دریا ها کفاف تشنه این درد نیست ،
بره هایت میدوند ،
جوی باریک عزیزم راه خود گیرو برو ...
یک شب مهتابی از این تنگنای بر فراز کوها پر میزنم،
میگذارم میروم ،
ناله خود میبرم ،
دردسر کم میکنم ...
چشمهائی خیره می پاید مرا،
غرش تمساح می آید بگوش ،
کبر فرعونی و سحر سامریست ،
دست موسی و محمد با من است ،
میروی ، وعده آنجا که با هم روز شب را آشتیست ،
صـبـح چنـدان دور نیست ...

I'd like to wish you a blessed Ramadan, May Allah accept from us and from you (our deeds). Ameen. Please keep all the Muslims in your Dua. :)

شاید دختر پرتقالی به نوعی بیماری جدی دچار بود.و برای همین به او رژیم پرتقال داده بودند.شاید در شش ماه آینده باید در سوییس یا آمریکا تحت درمان نامطبوعی قرار می گرفت که در کشور خودش هیچ کس قادر به انجام آن نبود.در هر حال او همیشه چشمهایش اشک آلود بود به خصوص لحظه ای که می خواست از من جدا شود...

متنی که خواندید برگرفته از کتاب دختر پرتقالی نوشته ی یوستاین گاردر و ترجمه ی مهوش خرمی پور است.داستان دختر پرتقالی حکایتی روان از زندگی است.شاید در دنیای امروز این گونه داستان ها کمتر اتفاق افتند واکثر مردم از آنها چه بسا به عنوان خیال پردازی های نویسنده یاد کنند.دختر پرتقالی روایتی شیرین از عشق است.پسری با دیدن دختری که با دقت تمام پرتقال انتخاب می کند،به او علاقه مند شده و سپس تمام دغدغه ی پسر فکر کردن به دختری می شود که از او در تمام داستان به عنوان دختر پرتقالی نام برده می شود.شاید پرتقال نمادی است از وجود و شخصیت آن دختر که نویسنده با طرح این داستان، سعی داشته آن را نشان دهد.در واقع من این داستان را تلنگری می دانم به کسانی که وجود خود را بدون هیچ توجهی انتخاب می کنند.خواننده در طول داستان دختر پرتقالی را به عنوان یک قدیس می داند و خیلی مشتاق است که خود را جای او بگذارد.همه مراحل یک زندگی از تولد گرفته تا مرگ، به گونه ای زیبا در داستان گنجانده شده است.غم ، شادی و تمام احساسات انسانی ، خواننده را با شخصیت ها همراه می کنند و او را تحت تاثیر قرار می دهند.و در پایان داستان خواننده از خود این سوال را می پرسد که آیا من پرتقال هایم را درست انتخاب کرده ام...؟
به همه دوستان این کتاب را پیشنهاد می کنم.

I stood in the wind
and tried to capture it.
But when I saw the butterfly
flying flat and low-
I let the wind go,
I let it go.
من نوشتم عین
آسمان ابری شد
می نوشتم عشق
گریه اش جاری شد
اشک او بارید بر من
جوهر دفتر بشست
تا دگر عاشق نباشد
دفتر عشق نخست
سر برآوردم به بالا
آسمان ابری نبود
چشمه ی جوشان اشکم
ناگهان باریده بود
شاعر -حامد دانشور-
از خداوند عز و جل عاجزانه خواهانم که لحظه ای ما و ملت ما را به خود واگذار نکند و از عنایات غیبی خود به این فرزندان اسلام و رزمندگان عزیز لحظه ای دریغ نفرماید.
-روحش شاد و یادش گرامی-
